دنیای صورتی - تاریخ: 1399/9/15 ساعت: 7:56
دنیای صورتی فریب دهنده ای خواهد آمد و بی درنگ بی آن که بفهمی تورا میبلعد؛ تو را غرق خویش خواهد کرد و تا به خود بیایی دیگر اسیر سیالیت زمان شده ای.4 سال و اندی از آن روز ها که این وبلاگ را راه اند
گذشت. - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 2:24
امروز بعد از مدت ها صفحه ی قدیمی را چک کردم و نوشته های آن را. آن روز ها گذشت و دیگر هیچ چیز شبیه به گذشته نیست همه چیز ظاهرا در افق روال است ب جز همان چیز که میخواستم ؛ اکنون در مرحله ی رسیدن ب هفت خوانی هستم که روزگاری با خود عهد کرده بودم.
است - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:42
پاییز برایم طعم گذشته می دهد برگ هایی که ریخته اند و تو راه میروی طعم خرد شدن زیر پاهایت ندای کهنگی میدهد پاییز حرمت تمام خاطرات و افسوس هایی هست که گاه تازه و کهنه یادآوری آن شیرین است سوزش دردناک نیست بارانش حس پاکی هشت سالگی را فریاد میزند درختا
+ باد - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:42
میان فهم و ادب دیواری است که نمی شکند...در پستوی پشتی اتاق زیر خانه نامه ای یافتم خطی بچگانه که درست است مال کودکی ام بود و در آن این چنین نوشته بود : بابا آب داد بابا نان داد ولی بقیه داستان چه ؟ در کودکی ام به دنبال بقیه داستان کتاب فارسی ام میگ
- تردید - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:42
نزدیک دو ماه گذشت و اکنون کم حرف تر شده ام اندکی کم نق تر؛ اندک اندک مرا کشتند له شدم همان که انتظارش را داشتم تنها شدم در پس نگاه کسی ندوختم چون کنایه را در آن می دیدم اکنون که فکر میکنم تصمیم درستی گرفتم درست بود ولی طولانی و دردناک است؛ اس
+ نجات - تاریخ: 1396/9/4 ساعت: 16:42
+ نجات دیشب آدمی به من یاد داد که می توانم دراز بکشم و به چیزی فکر نکنم دیشب پس از مدت های طولانی برای ساعات کوتاهی طعم خوب هوسناک آسوده خاطر بودن را چشیدم این نعمتی است که آدم های کمی می تواند به تو القا کنند و اما صبر کنید آنتروپی در همان زمان
چرا ؟ ( یک نوشته ی قدیمی) - تاریخ: 1395/9/28 ساعت: 15:06
بازهم من و کاغذی که عمرش به اندازه تمام ساعات غلظت ماست ،گاهی اوقات با خود فکر میکنی و یقین داری به هدفت ، به همه آنچه که می خواهی ، تلاش میکنی اما چرا ؟ در این مرحله از زندگی هستم که با خود می گویم چرا ؟!! چرایی به بلندای تمام فکرایم در ذهنم شروع به گردیدن میکند و عنان رفتار را از خود گرفته فرا خود...
- رویا(B6) - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 13:36
روزگار ها درگذرند و در این گذر فقط بر امید تازیانه می زنند روزگاری با رویا سپری می شود و روزگاری در در فرط رویا و روزگاری دیگر در تجسم آن در واقعیت جان می دهد.این همان زندگی کودکانه ماست فقط دیگر رویاهایش به واقعیت بدل نمی شود تفاوتی در ذات آن نبوده است آن موقع خودمان هم در رویا بودیم اما روزگار ما ...
- تردید - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 9:24
نزدیک دو ماه گذشت و اکنون کم حرف تر شده ام اندکی کم نق تر؛ اندک اندک مرا کشتند له شدم همان که انتظارش را داشتم تنها شدم در پس نگاه کسی ندوختم چون کنایه را در آن می دیدم اکنون که فکر میکنم تصمیم درستی گرفتم درست بود ولی طولانی و دردناک است؛ استقامت سوغات تمام زندگانی من بوده است و من خبره این جنگ شده...
+ باد - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 3:03
میان فهم و ادب دیواری است که نمی شکند...در پستوی پشتی اتاق زیر خانه نامه ای یافتم خطی بچگانه که درست است مال کودکی ام بود و در آن این چنین نوشته بود : بابا آب داد بابا نان داد ولی بقیه داستان چه ؟ در کودکی ام به دنبال بقیه داستان کتاب فارسی ام میگشتم به راستی بقیه داستان گیتی چه بود ؟ امروز جوابی که...
آن جا که هستم - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:32
روزگاری آدمی شکست ناپذیر بودم اکنون شکسته شدم نه از روزگاز تلـــخ ،نه از آدم های تلخ ،کاش همین ها بود من از زمان شاکی ام از فرط فوران خشم مکان را عاصی ام از شرایط نا به هنگام خسته شدم اینجا هستم نه برای آن که فرار کنم برای آن که جایی به غیر از یک مانیتور و کیبوردی که صدایش را سال های زیاد فراموش کرد...
یک - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:32
در زندگي زخم هايي هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد. اين دردها را نمي شود به كسي اظهار كرد شک در خود بر ندارید قرار نیست بوف کور به نگارش در آورم وقتی چیزی را می خواهی و همه ی خود را وقف آن میکنی و آن را به دست نمی آوری همه فقط فدا شده ها را می بینند و مهر شکست بر طالعت چنگ می...
است - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:32
پاییز برایم طعم گذشته می دهد برگ هایی که ریخته اند و تو راه میروی طعم خرد شدن زیر پاهایت ندای کهنگی میدهد پاییز حرمت تمام خاطرات و افسوس هایی هست که گاه تازه و کهنه یادآوری آن شیرین است سوزش دردناک نیست بارانش حس پاکی هشت سالگی را فریاد میزند درختان بی آن که تجملی داشته باشند با عریانی خود دلبری میک...
- اخلاق - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:32
زن جوانی همسر معتاد دارد از این اعتیاد های خانمان سوز ولی همسرش البته دائما به او توجه میکند ما میدانیم که توجه او از عشق و دوست داشتن نیست بلکه به خاطر از دست دادن شغلش است به هر حال اعتیاد خرج دارد اما زن جوان فقط توجه را دیده است؛روزی از روز ها مرد که به خانه می آید همسرش را در بستر پسری دیگر میب...
- دلیل - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:32
وقتى بخواهى بمانى، حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشدخالى اش مى کنى و باز هم می مانى ...می مانى و وقتى بخواهى بمانىنم باران را رگبار مى بینى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنتسنگ که خرد شود هنوز سنگ است اما ضعیف تر ؛ سنگی که باران را تجربه کند دیگر توان سنگ بودن ندارد روزگازی عجیب در پهنه زندگی سنگ بودم سن...

برچسب‌های مرتبط

چرا رفتی همایون شجریان | چرا رفتی | چراغ قوه | dream b6 | dream b6 dahon | تردید سیاوش قمیشی | تردید سامان جلیلی | تردید در ازدواج | تردید علی بابا | تردید فیلم